ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )

62

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )

الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ » ( و از آنان بىسوادانى هستند كه كتاب آسمانى [ تورات ] را جز طوطىوار [ و لقلقهء زبان ] نمىدانند و جز پندار نمىبافند ) . و احتجاج مىكنند كه آنان از آن جهت كتاب آسمانى را جز طوطىوار نمىدانسته‌اند كه نمىتوانسته‌اند بخوانند و بنويسند . اگر اين آيه دقيق خوانده شود ، يعنى سبق ذهنى دربارهء آن وجود نداشته باشد ، طبيعىترين معنايى كه از آن برمىآيد اين است كه آنان قومى بدون كتاب [ آسمانى ] بوده‌اند . اين معنى و استنباط با موارد ديگرى كه جمع همين كلمه در قرآن كريم آمده است [ يعنى آيهء بيستم و هفتاد و پنجم سورهء آل عمران ، و آيهء 2 سورهء جمعه ] در دو مورد اوّل امّيون مربوط به يهوديان ولى جدا از آنان است ، حال آن‌كه در آيهء آخر از رسولى سخن گفته مىشود كه « درميان اميين و از آنهاست » . همهء اين حقايق نشان مىدهد كه قطعا امّى يعنى غيريهودى و متخذ از عبارت عبرى اموت هائولام يعنى مردم جهان است . كاربرد اين كلمه نزد عرب‌ها نيز ممكن است كمابيش فحواى وابسته به « امت » داشته باشد ، و همچنين به معناى بومى ، يعنى متعلق به جامعهء عرب . و اين معناى راست و درست رسول امّى در آيات 157 و 158 سورهء اعراف است . رسول امّى پيامبر غير يهود و بومى عربى است كه به جانب عرب‌ها فرستاده شده و از ميان خود آنها برخاسته است . بدين‌سان در اين بحثى نيست كه حضرت محمد [ ص ] كاملا امّى يا بىسواد بوده است ، اگر بحثى هست در اين است كه آيا از كتب مقدس يهودى و مسيحى علم و اطلاع داشته است يا خير . آيهء ديگرى كه از آن مىتوان استنباط كرد كه او نمىتوانسته است بنويسد ، آيهء 48 سورهء عنكبوت است . جرج سيل به پيروى از مفسران مسلمان آن را چنين ترجمه كرده است : « تو نمىتوانستى هيچ كتابى پيش از اين بخوانى ، و نيز نمىتوانستى با دست راستت بنويسى » ، ولى ترجمهء دقيق‌تر اين آيه از اين قرار است : « تو از اين پيش ، هيچ كتابى را تلاوت نمىكردى ، همچنين هيچ‌گونه كتابى به دست راست خويش نمىنوشتى » . فعل تلى كه در اين‌جا به كار رفته است ، مانند فعل قرأ كه قرآن از آن گرفته شده است ، هم معناى خواندن مىدهد ، هم تلاوت و ترتيل . و بر وفق آنچه از اوضاع و احوال روزگار حضرت محمد [ ص ] مىدانيم ، ترجمهء اين فعل به recite ( تلاوت / ترتيل ) مناسب‌تر است . آيه به